... و رود جوان جاری شد


نگارنده‌ي وبلاگ
رود جوان
 

۱۳۸۸/٢/۱٤

دو سال گذشت

با تابستان روزگار عرق کردیم و با زمستان‌اش لرزیدیم. دو سال گذشت؛ گویی دو شب بود کوتاه به درازای دو قرن.

رود جوان : ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ



۱۳۸۸/٢/۱٠

خروس خرفت

خروس خرفت می‌پندارد گر نخواند سحر نمی‌شود.

رود جوان : ٩:٠٤ ‎ب.ظ



۱۳۸۸/٢/٩

آزادی

گرچه آزادی را اخته کردید و عشق را عقیم؛ ما اما نه آنیم که کلام در دهان‌مان بماسد و نه آن کس که عاطفه در دل‌اش بپوسد.

رود جوان : ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ



۱۳۸۸/٢/۸

تلی از ته‌سیگار

در کنار پنجره‌ای رو به دیوار، به تعداد تل‌هایی از ته سیگار، تیک تیک تنهایی‌اش را شماره می‌کرد.

رود جوان : ٢:۱۸ ‎ق.ظ



۱۳۸۸/٢/٧

دیوانه

در روزگاری که حتی مادران نیز، فرزندان دیوانه‌ی خود را تاب پرستاری ندارند، ما چه دیوانه بودیم که دل را از بر بیگانه‌ای دیوانه کردیم.

رود جوان : ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ



۱۳۸۸/٢/٥

عینک

عینکم با صورتم قهر است و دودش به چشمم می‌رود.

رود جوان : ٤:۱۳ ‎ب.ظ



۱۳۸۸/٢/٥

کتاب‌های ناخوانده

مثل هزاران کتابی که خریدیم و نخواندیم، دیگران را دوست شدیم و دریغا دل ندادیم.

رود جوان : ٤:٠٥ ‎ب.ظ



۱۳۸۸/٢/٥

زخم‌های ویرانگی

هنوز زخم‌های ویرانگی التیام نیافته بود که درد‌های آباد شدن آغاز شد.

رود جوان : ٤:٠۳ ‎ب.ظ



۱۳۸۸/٢/٥

جوشانده‌ام را می‌خواستم

با صدایی که بوی شربت سینه می‌داد، اسمش را بارها سرفه کردم. جوشانده‌ام را می‌خواستم؛ اگرچه در خانه بود اما انگار نبود.

رود جوان : ۱:٢۳ ‎ب.ظ



۱۳۸۸/٢/٥

هرزگی

روزگاری عشق را هرزگی می‌خواندند، عجیبا که حال، هرزگی را عشق می‌دانند.

رود جوان : ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ



  آرشیو وبلاگ
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
پربيننده‌ترين مطالب